تبليغاتX
دوران آخر

دوران آخر

خبرهای سینمای اسلامی

مجموعه تلويزيوني شهيد مطهري در سيما كليد خورد
معاونت سيما در سالروز شهادت استاد شهيد مرتضي مطهري و روز گراميداشت مقام معلم، مجموعه تلويزيوني «شهيدمرتضي مطهري» را در دستور كار توليد سريال هاي الف ويژه قرار داد.
توليد اين مجموعه فاخر در راستاي برنامه ها و سياست هاي سيما براي بازخواني زندگي شخصيت هاي انقلاب اسلامي و مفاخر تاريخي است. موضوع توليد سريال هاي الف ويژه درباره شخصيت ها و مفاخر فرهنگي، علمي، تاريخي و سياسي كشور از سال 98 و پس از نشست هم انديشي با تعدادي از نخبگان و صاحب نظران در دستور كار معاونت سيما قرار گرفت. توليد مجموعه اي تلويزيوني از زندگي استاد شهيد مطهري در جهت اجراي اين راهبرد است.
نكته گفتني اينكه؛ گزينش كارگردانان متعهد براي توليد سريال هاي الف ويژه، در جلوگيري از تحريف شخصيت ها و تاريخ انقلاب تأثيرگذار است كه متأسفانه گاه اين مهم ناديده گرفته مي شود.


سريال شهيد كاوه توليد شد

سريال زندگي شهيد محمود كاوه، هفته دفاع مقدس سال آينده از تلويزيون پخش خواهد شد.
اين سريال با عنوان «شورشيرين» به كارگرداني جواد اردكاني توليد شده و نسخه سينمايي آن نيز درسال جاري اكران مي شود. نسخه اوليه اين فيلم در سي امين جشنواره بين المللي فيلم فجر هم به نمايش درآمد و با استقبال خوبي از سوي مخاطبان مواجه شد.
گفتني است داستان «شورشيرين» درباره محمود كاوه يكي از فرماندهان كردستان است كه با فداكاري خود در سال هاي 1359 و 1360 از جدا شدن بخش هايي از خاك كشور جلوگيري كرد. اين فيلم در استان كردستان توليد شده است.

توليد دو انيميشن درباره انرژي هسته اي

موسسه «آويني فيلم»، منتظر دريافت پروانه ساخت دومين انيميشن سينمايي خود درباره موضوعات مرتبط با استفاده ايران از انرژي هسته اي است.
اين انيميشن سينمايي كه كارگرداني آن را «مهدي آتش جام» برعهده دارد، به موضوع حمله به تأسيسات هسته اي جمهوري اسلامي ايران و نحوه مقابله با آن مي پردازد. فيلمنامه اين انيميشن به شوراي پروانه ساخت ارائه شده و پس از صدور مجوز ساخت، توليد آن آغاز خواهد شد.
اين موسسه همچنين انيميشن سينمايي ديگري با عنوان «20:90 دقيقه بوشهر» را درباره همين موضوع ساخته است. اين انيميشن به كارگرداني «محمدامين همداني» و تهيه كنندگي حسن جعفري ساخته شده است و در جشنواره فيلم فجر امسال به نمايش درخواهد آمد.

فرماندهان سپاه در يك فيلم

در فيلم سينمايي «يوسف هور» با موضوع شهيد سردار علي هاشمي، بازيگراني به جاي شخصيت هايي چون؛ رحيم صفوي، محسن رضايي و علي شمخاني نقش آفريني مي كنند. كارگردان فيلم سينمايي زندگي شهيد علي هاشمي با اشاره به تغيير نام اين فيلم به «يوسف هور» گفت: در چند روز آينده، سكانس هاي مربوط به شهادت سردار علي هاشمي را فيلمبرداري مي كنيم. «علي اصغر شادروان» در گفت وگو با فارس درباره مراحل ساخت فيلم سينمايي «مرغابي دشت سرخ» بيان داشت: عنوان فيلم را به «يوسف هور» تغيير دادم و تنها 15 درصد از فيلمبرداري كار باقي مانده است. وي در ادامه افزود: هم اكنون مشغول فيلمبرداري يك عمليات در جزيره مينو هستيم و در چند روز آينده، فيلمبرداري سكانس هاي مربوط به شهادت سردار علي هاشمي را انجام مي دهيم.
در اين فيلم نقش محسن رضايي را «سام رضايي» پسر عموي وي و نقش «علي شمخاني» را برادر وي ايفا مي كند. «شهيدعلي هاشمي» يا همان سردار هورسال 67 به همراه جمعي از رزمندگان در قرارگاه نصرت كار بزرگي را انجام دادند و يكي از عمليات هاي بزرگ جنگ در سوم اسفندسال 62 در اين منطقه به اجرا درآمد كه «خيبر» نام گرفت و درسال بعد نيز عمليات ديگري در اين منطقه به نام «بدر» انجام شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 12:17  توسط دوران  | 

گزارش تحليلي صبح صادق از امضاي پنهاني توافقنامه راهبردي آمريكا با افغانستان

امنيت منطقه هزينه انتخاباتي اوباما
قاسم غفورى

افغانستان در حالي يازدهمين سال اشغال خود را سپري مي كند كه همچنان يكي از كانون هاي مهم تحولات جهاني است. در كنار تحولات داخلي اين كشور، نقش و جايگاه آن در معادلات سياسي جهان داراي اهميت ويژه اي است. نمود عيني اين امر را در انتخابات فرانسه مي توان مشاهده كرد كه يكي از دلايل ناكامي ساركوزي رئيس جمهور كنوني در برابر اولاند رقيب سوسياليست آن جنگ افغانستان عنوان شده است. بررسي تحولات افغانستان و آمريكا نشان مي دهد كه تحولات اين دو كشور اين روزها با پيوستگي هايي همراه شده است. اين پيوستگي از نقش افغانستان در مبارزات انتخاباتي سياستمداران آمريكايي گرفته تا تلاش واشنگتن براي حضور بلندمدت در اين كشور در كنار رويكردهاي دولتمردان افغانستان براي بهره گيري از شرايط موجود براي كاهش نفوذ آمريكا و رسيدن به استقلال بيشتر را در برگرفته است.
در اين چارچوب، چند سوال اساسي قابل طرح است. دليل اهميت افغانستان در انتخابات آمريكا چيست؟ چرا آمريكا براي امضاي توافقنامه استراتژيك با افغان ها چنين سراسيمه است كه اوباما شبانه به افغانستان مي رود تا اين توافقنامه را امضا كند؟ طالبان از اين شرايط چه بهره برداري مي كند و آينده افغانستان به كدام سمت پيش مي رود؟

جايگاه افغانستان در انتخابات آمريكا
انتخابات رياست جمهوري و كنگره آمريكا در حالي در آبان ماه برگزار مي شود كه يكي از اركان تبليغات نامزدها چگونگي حضور آمريكا در افغانستان است.
نظرسنجي مشترك «او آر سي» و «شبكه خبري سي ان ان» نشان مي دهد كه 57 درصد از آمريكايي ها خواهان پايان جنگ مي باشند. جالب توجه آنكه حتي جمهوريخواهان نيز بر اين امر تأكيد دارند.
از يك سو جمهوريخواهان تلاش دارند تا با ناكار آمد نشان دادن اوباما در مديريت افغانستان و به نوعي برجسته سازي فعاليت طالبان و افزايش آمار تلفات آمريكا، نگاه مردمي را به خود جلب كنند و از سوي ديگر دموكرات ها به سركردگي اوباما، برآنند تا با موفق نشان دادن خود در ايجاد زمينه براي خروج نيروهاي آمريكايي از خاك افغانستان، از اين امر براي كسب آراي مردمي برخوردار شوند. نكته قابل توجه در اين روند آنكه اوباما براي مقابله با طرح هاي جمهوريخواهان رويكرد به برجسته سازي كشته شدن بن لادن سركرده القاعده را در دستور كار قرار داده است. اكنون در حالي اولين سالگرد كشته شدن بن لادن به دست نيروهاي آمريكايي در پاكستان است كه اوباما و نزديكان وي با برجسته سازي و اهميت دادن به كشته شدن بن لادن برآنند تا عملكردشان در افغانستان را پيروز نشان دهند. اين امر را در انتشار اسناد جديد مبني بر طرح بن لادن براي ايجاد بحران هاي امنيتي جديد در اروپا و آمريكا و نيز سخنراني اوباما در افغانستان ( 13 ارديبهشت) مي توان مشاهده كرد. اوباما خطاب به مردم آمريكا ادعا كرد با مرگ بن لادن، آمريكا توانسته گام بلندي براي برقراري ثبات در جهان بردارد و اكنون بايد براي حفظ و ادامه اين راه در افغانستان باقي بماند. تأكيد بر اهميت مرگ بن لادن براي اوباما از چند محور قالب توجه است. نخست آنكه وي با اين ادعا تلاش مي كند برناكامي ها در افغانستان به ويژه كشتار زنان و كودكان افغان و تلفات بالاي نظاميان سرپوش گذارد. دوم آنكه ادامه حضور در افغانستان و تهديد كشورهاي منطقه به ويژه پاكستان را به نام جلوگيري از ايجاد بن لادن هاي جديد توجيه كند. سوم آنكه با ادعاي موفقيت در تأمين امنيت مردم آمريكا، آراي مردم را براي انتخابات كسب كند.

نقش طالبان
شرايط افغانستان نشان مي دهد اين كشور در حالي به صحنه رقابت شديد ميان جمهوريخواهان و دموكرات ها مبدل شده است كه طالبان نيز با آگاهي از اين امر به دنبال باج گيري از هر جناح مي باشد. برخي ناظران سياسي تأكيد دارند كه طالبان بازي دوجانبه اي را آغاز كرده است كه بر اساس آن، بتواند از جمهوريخواهان و دموكرات ها امتيازاتي كسب كند، لذا اقدامات هدفمندي را اجرا مي كنند. اقداماتي كه از حمله به سفارت آمريكا گرفته تا رويكرد به مذاكره را در بر مي گيرد. هزينه هاي جنگ افغانستان و افزايش تلفات به چالشي بزرگ براي آمريكا مبدل شده است از اين رو يكي از راهكارهاي خود را مذاكره با طالبان قرار داده اند. اين امر چنان برجسته شده كه اوباما در سخنراني خود در افغانستان تأكيد كرد كه جنگ آمريكا با طالبان نيست بلكه با القاعده است و اين گروه مي تواند در روند سياسي مشاركت داشته باشد. اين چراغ سبز در حالي از سوي اوباما به طالبان نشان داده شده است كه بسياري تأكيد دارند كه انفجارهاي صورت گرفته در زمان سفر اوباما به افغانستان، نوعي زمينه سازي از سوي طالبان براي امتيازگيري از آمريكا بوده است هر چند كه اوباما نيز با تكيه بر اين انفجارها ضمن پنهان سازي مفاد واقعي توافقنامه استراتژيك از ديد افكار عمومي، رويكرد به طالبان را توجيه مي كند.
توافقنامه استراتژيك، گامي براي اشغال بلندمدت
نگاه قابل توجه در عملكردهاي دولتمردان آمريكا آن است كه در كنار استفاده انتخاباتي از افغانستان برآنند تا حضور خود در اين كشور براي بلندمدت را نيز اجرايي سازند. دولتمردان آمريكا اكنون در يك وضعيت نامتوازن قرار گرفته اند. از يك سو افكار عمومي آمريكا خواستار پايان اشغالگري و رويكرد به خروج مي باشند و از سوي ديگر بر اساس استراتژي بلندمدت و تعريف راهبردي آمريكا حضور در افغانستان امري ضروري براي اين كشور است.
هر چند كه حفظ چارچوب هاي راهبردي امري ضروري براي آمريكا است، اما با توجه به نزديك بودن انتخابات، دولتمردان آمريكا نمي توانند صرفاً در اين قالب فعاليت داشته باشند، لذا برآنند تا ضمن حفظ چارچوب هاي سياست راهبردي رضايت مردمي را نيز جلب كنند. در اين چارچوب آمريكايي ها تحميل توافقنامه استراتژيك به افغانستان را در پيش گرفته اند. هر چند كه بر اساس مصوبه ناتو در سال 2010 تمام نيروها بايد تا سال 2014 از افغانستان خارج شوند، اما آمريكا تلاش دارد تا حداقل 10 سال پس از آن، حضورش را در اين كشور حفظ كند . بر اين اساس در اقدامي جداي از طرح هاي ناتو، آمريكا توافقنامه استراتژيكي را تدوين كرده كه بر اساس آن مي تواند تا سال 2024 در افغانستان حضور داشته باشد. اين توافقنامه كه پيش نويس آن در (4/2/91) ميان طرفين تصويب شده، باراك اوباما نيز 12 ارديبهشت با سفر به افغانستان آن را امضا كرد، تا شرايط را براي حضور آمريكا در ابعاد سياسي و امنيتي و نظامي فراهم آورد. اهميت اين توافقنامه به آن است كه آمريكا از يك سو تا سال 2014 خواست ناتو براي كاهش نيروي خود در افغانستان (100 هزار نيرو) را اجرا مي سازد و از سوي ديگر براي سال هاي آينده نيروهاي خود را در افغانستان حفظ مي كند. برخي ناظران سياسي و نظامي تأكيد دارند كه آمريكا نظاميان را خارج مي كند و به جاي آنها از شركت هاي امنيتي و مستشاران سياسي و نظامي براي ادامه اشغال استفاده خواهد كرد. نكته قابل توجه آنكه آمريكا با اين توافقنامه هزينه هاي ادامه اشغالگري را به افغانستان تحميل كرده و به عنوان واگذاري امور به آنها از هزينه هاي حضورش سرباز خواهد زد.
به عبارتي آمريكا به دنبال آن است تا سناريوي كره جنوبي و ژاپن را در افغانستان تكرار كند. اين توافقنامه از دو جهت براي آمريكا داراي اهميت است. نخست آنكه با ارائه آن در نشست سران ناتو در شيكاگو (اوايل خرداد ماه) راه آمريكا را از ناتو در افغانستان جدا كرده و به نوعي هزينه هاي ادامه اشغال افغانستان را از آنها طلب خواهد كرد و از سوي ديگر با اين توافقنامه كه بخشي از آن مربوط به خروج نيروها است رضايت مردمي را جلب كند.
اهميت اين توافقنامه براي آمريكا چنان است كه آمريكا براي تحميل آن به افغانها به هر ابزاري چنگ زده است. بسياري تأكيد دارند كه تحولاتي مانند، تشديد حملات خونين طالبان، ادعاي برخي از جريان هاي سياسي و قبايل مبني بر لزوم برگزاري انتخابات زودهنگام رياست جمهوري، ترورهاي صورت گرفته عليه نزديكان كرزاي، انتشار گزارش هايي از فساد حاكم بر دستگاه سياسي و اداري افغانستان، افزايش اختلافات ميان افغانستان و پاكستان و... از جمله تحركات آمريكا براي تحميل اين توافقنامه به افغانستان بوده است.
اين توافقنامه در حالي به افغان ها تحميل شده است كه در بندهاي پيش نويس آن كه احتمالاً بيشترش مورد توافق قرار گرفته نكات قابل توجهي مشاهده مي شود كه هم امنيت و استقلال افغانستان را تهديد مي كند و هم امنيت منطقه را تحت الشعاع قرار خواهد داد. چنانكه براساس ماده سوم: تمامي نيروهاي نظامي آمريكا و عناصر غيرنظامي به هنگام انجام عمليات نظامي و پاك سازي بايد طبق قوانين آمريكا عمل كرده و به آن احترام بگذارند.
در بند دو ماده چهارم آمده است عمليات نظامي براساس اين توافقنامه در كميته مشترك بررسي، هماهنگ و اجرا مي شود. مديريت كميته مشترك و فرماندهي عمليات ويژه به عهده نيروهاي آمريكايي خواهد بود. در صورت ضرورت انجام عمليات يك جانبه از سوي نيروهاي آمريكايي، فرماندهي نيروهاي آمريكايي در كميته مشترك طرف افغان را از نتايج عمليات مطلع خواهد ساخت. در بند سه همين ماده نيز آمده: طرفين توافق دارند كه به منظور تحكيم توانمندي هاي امنيتي و مقابله با هرگونه تهديد احتمالي در آينده كه از داخل يا خارج متوجه افغانستان و آمريكا مي شود، آمادگي لازم را كسب كنند. بدين منظور آمريكا مي تواند در مناطق شيندند، شورابك، قندهار، بگرام و خوست افغانستان پايگاه دائمي ايجاد كند. ضمناً ايالات متحده در صورت نياز و طبق بررسي و اعلام نياز كميته مشترك نظامي در ساير نقاط افغانستان نيز اقدام به تأسيس پايگاه موقت، دائمي و يا عملياتي خواهد كرد. قوانين و ضوابط حاكم بر پايگاه هاي موقت تا زمان استفاده نيروهاي آمريكايي و مشترك، طبق قوانين ارتش آمريكا خواهد بود. در اين زمينه ضوابط و عرف افغانستان محترم است. اجراي عمليات بايد بر اساس قوانين دولت آمريكا و قوانين بين المللي باشد. رعايت اصل حاكميت افغانستان و منافع ملي اين كشور به شيوه اي كه دولت افغانستان تعيين كرده، مدنظر طرفين خواهد بود.
در همين حال در ماده پنجم آمده است: تمامي ساختمان ها و تأسيسات غير منقول موجود در اراضي كه از زمان اجراي توافقنامه در اختيار نيروهاي آمريكايي قرار دارند، تحت حاكميت دولت آمريكا است.
دولت آمريكا مسئوليت ساخت، بهينه سازي، توسعه موسسات در اين اراضي را برعهده دارد. در صورت استفاده مشترك از اين اراضي طرفين بر اساس ميزان استفاده مسئوليت بازسازي، ساخت و توسعه موسسات را برعهده خواهند داشت. تمامي تجهيزات، اموال و دارايي هاي منقولي كه وارد افغانستان شده و يا در داخل قلمرو افغانستان پديد آمده است به نيروهاي آمريكايي و شركت هاي طرف قرارداد آمريكا تعلق دارند.
از سوي ديگر در ماده ششم كه برگرفته از اصل عبور و مرور مي باشد و به نوعي شرايط را براي هرگونه اقدام خودسرانه آمريكا ايجاد مي كند، آمده است:
1- خودروهاي نظامي و غيرنظامي مورد استفاده نيروهاي آمريكايي و شركت هاي همكار حق ورود يا خروج از افغانستان را دارند. اصول عبور و مرور در كميته مشترك تعيين مي شود.
2- هواپيماهاي نظامي و غيرنظامي آمريكا بر اساس قرارداد با وزارت دفاع آمريكا حق پرواز در خطوط هوايي افغانستان را دارند و مي توانند براي سوخت گيري در خاك افغانستان فرو بيايند. كميته مشترك تسهيلات مناسبي را براي حركت اين هواپيماها فراهم مي كند.
3- مسئوليت نظارت و كنترل حريم هوايي افغانستان از زمان اجراي توافقنامه تا زمان حضور نيروهاي آمريكايي و عمليات عليه تروريسم به نيروهاي آمريكايي واگذار مي شود.
در ماده هشتم نيز مسائلي مطرح شده كه عملاً سلطه آمريكا را به همراه دارد چنانكه:
1- نيروهاي آمريكايي مجاز به هر گونه اقدامي در جهت توليد و يا افزايش استفاده از آب، برق و ارتباطات در موسسات و اراضي تحت اختيار خود متناسب با نياز بوده و كميته مشترك را مطلع مي كنند.
2- نيروهاي آمريكايي مسئول فعال سازي شبكه مخابرات بر اساس قوانين آمريكا و اتحاديه بين المللي مخابرات بوده و بنابر اين مي توانند از تجهيزات و خدمات ويژه براي فعال سازي سيستم هاي مخابراتي استفاده كنند.
همچنين ماده نهم اين توافقنامه كه شامل امور قضايي مي شود نيز از نكات قابل توجه است كه به نوعي كاپيتولاسيون را در بر دارد چنانكه در اين ماده آمده است:
1- مسئوليت حقوقي و قضايي كليه نيروهاي آمريكايي اعم از نظامي و غيرنظامي و شركت هاي طرف قرارداد و همكاران آنها بر عهده دولت آمريكا است.
2- در صورت درخواست دولت افغانستان مبني بر واگذاري مسئوليت حقوقي پرونده هايي كه در آن نيروهاي نظامي و غيرنظامي آمريكا مرتكب جنايات عمدي يا غيرعمدي شده باشند، اين امر توسط طرف آمريكايي مورد بررسي قرار گرفته و پاسخ حقوقي به دولت افغانستان ارائه مي شود.
3- در صورت بازداشت نيروهاي نظامي يا غيرنظامي آمريكا توسط مقامات افغانستان، اين نيروها فوراً به مقامات آمريكايي تحويل داده مي شوند.
نگاهي به ادعاي خروج
نكته مهم در سفر اوباما به افغانستان، تأكيد بر اصل خروج از افغانستان است. وي مدعي شده است كه از جمع 100 هزار نيروهاي آمريكايي تاكنون 10 هزار نفر از افغانستان خارج شده و 20 هزار نفر ديگر تا تابستان خارج مي شوند و در نهايت روند خروج تا سال 2014 اجرايي مي شود. اين ادعا در حالي از سوي اوباما مطرح شده است كه ابهاماتي در اين زمينه وجود دارد كه در جاي خود قابل توجه است.
ادعاي خروج در حالي مطرح شده كه بر اساس توافقنامه استراتژيك امضا شده آمريكا بر خلاف مصوبه ناتو براي خروج تا سال 2014 حداقل تا سال 2024 در افغانستان خواهد ماند. اين حضور شامل نيروهاي امنيتي و آموزشي خواهد بود. آمريكا در حالي ادعا مي كند كه با اين حضور ساختار ارتش افغانستان را تكميل خواهد كرد كه بر اساس تجربيات تاريخي نتيجه نهايي اين طرح ايجاد ارتشي وابسته به آمريكاست كه صرفاً تحت فرماندهي آن خواهد بود. آمريكا اگر واقعا به دنبال خروج از افغانستان بوده است ديگر نيازي به چنين توافقنامه اي نمي باشد و اصرار بر اين توافقنامه خود سندي بر ادامه اشغالگري اين كشور است.
در همين حال اين سوال مطرح است كه اگر آمريكا واقعا به دنبال حضور براي آموزش نيروهاي افغانستان است چرا در طول 11 سال اشغالگري به اين امر نپرداخته است و حال زماني 10 ساله را براي اين امر در نظر گرفته است؟ با توجه به اين شرايط مي توان گفت كه ادعاي خروج تا سال 2014 در حالي اقدامي انتخاباتي است كه امضاي توافقنامه استراتژيك را بايد اقدامي براي اشغال بلند مدت افغانستان دانست كه واهي بودن ادعاي خروج را آشكار مي سازد.

آينده افغانستان
با توجه به شرايط ذكر شده مي توان گفت، هر چند افغانستان به صحنه رقابت ميان جمهوريخواه و دموكرات مبدل شده، اما آنها يك هدف واحد دارند و آن ادامه حضور در افغانستان است چنانكه هيچ كدام با توافقنامه استراتژيك مخالفت نكرده اند. اختلاف آنها صرفاً در تاكتيك بوده و در استراتژي تفاوتي ندارد. با اين اوصاف مي توان گفت كه رويكرد آمريكا در افغانستان به ويژه امضاي توافقنامه استراتژيك تهديدي براي امنيت افغانستان و كل منطقه است كه دولتمردان افغانستان مسئوليت سنگيني براي مقابله با اين روند دارند. دولتمردان افغانستان با پذيرش چنين توافقنامه اي عملاً استقلال كشورشان و امنيت منطقه را به مخاطره مي اندازند كه مسلماً مورد تأييد ملت آزاديخواه افغانستان و كشورهاي منطقه نخواهد بود چرا كه آنها اخراج بيگانگان را راهكار برقراري ثبات در افغانستان دانسته و با هر اقدام مغاير با آن مخالفت مي كنند. همگرايي منطقه اي مولفه اي براي مقابله با فتنه هاي آمريكا است كه مسلماً دستاوردهاي بسياري براي افغانستان و منطقه به همراه دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 12:12  توسط دوران  | 

روى خط خبر

شرط بندي آمريكا براي رفتن احمدي نژاد!
«جو بايدن» معاون اول رئيس جمهور آمريكا گفت: شرط مي بندم كه احمدي نژاد تا دو سال ديگر از كار بركنار شود. اظهارات بايدن در حالي مطرح مي شود كه دوره رياست جمهوري احمدي نژاد تا يك سال ديگر به اتمام مي رسد.
به گزارش فاكس نيوز، وي در جلسه اي با مجمع خاخام ها گفت: بگذاريد به شما يادآوري كنم. زماني كه ما قدرت را به دست گرفتيم، هيچ فشار بين المللي بر روي ايران وجود نداشت.
شش غرفه در نمايشگاه كتاب بسته شد

مدير كميته ناشران داخلي نمايشگاه كتاب از بسته شدن شش غرفه به دليل تخلفات انضباطي در روزهاي برگزاري اين نمايشگاه خبر داد و گفت: اين شش غرفه به دليل عدم رعايت شئونات و عدم رعايت آيين نامه انضباطي، عدم رعايت قانون بسته شده اند.
هديه ويژه كتابخانه ملي لهستان به ايران

هفته گذشته و در آستانه روز ملي خليج فارس، رئيس كتابخانه ملي لهستان نقشه اي تاريخي از جهان را كه مربوط به سال 1460 ميلادي است، به رئيس كتابخانه ملي ايران هديه كرد كه در آن نام خليج فارس حك شده است. وي همچنين گفت: ما مجموعه اي از اسناد و نسخ خطي مربوط به ايران در اختيار داريم كه در اولين گام بايد آنها را جمع آوري كنيم كه در اين كار نيازمند كمك مسئولان كتابخانه ملي ايران هستيم.
ماكوفسكي افزود: قرآن ها، نسخ خطي نفيس و نسخه اي از كتاب ارزشمند «بحار دانش» در كتابخانه ملي لهستان وجود دارد و جزو قديمي ترين نسخه هاي خطي موجود در اين مركز است. همكاري هاي مشترك ميان كتابخانه هاي ملي ايران و لهستان موجب نزديكي فرهنگي دو كشور خواهد شد.
ايران نفت خود را به طلا فروخت

وال استريت ژورنال به نقل از منابع آگاه اعلام كرد ايران در برابر بخشي از نفت صادراتي خود به هند طلا دريافت مي كند و به تازگي دو محموله نفتي ايران در ازاي دريافت طلا به چين ارسال شده اند. چين از واحد پول خود يوان و همچنين طلا براي پرداخت بخشي از بدهي نفتي خود به ايران استفاده مي كند.
به گفته منابع آگاه، ايران توافق كرده كه بخشي از طلب خود از چين را در قالب يوان و طلا دريافت كند. بر اين اساس، به تازگي دو تانكر حامل نفت ايران كه عازم چين بوده اند، بر روي دريا در ازاي دريافت اين فلز گرانبها معادل ارزش محموله نفتي خود مورد مبادله قرار گرفته اند.
صادق زيباكلام: هاشمي از اول هم آمريكاستيز نبود

صادق زيباكلام با بيان اينكه نمي توانم اختلاف جمهوري اسلامي با آمريكا يا غرب را درك كنم، اظهار داشت هاشمي رفسنجاني از ابتدا نيز با آمريكاستيزي موافق نبوده است.
زيباكلام خاطرنشان كرد: «آقاي هاشمي از همان ابتدا هم با داستان آمريكاستيزي موافق نبودند و آن را جدي نگرفتند. يك دليل آن ناشي از رفتار اعتدال گرايانه و معتدل در طول زندگي است از همان زماني كه ايشان به قم نزد برادران مرعشي آمد. در طول اين دوران همواره فرد ميانه رويي بوده است.»
AFC خواهان حضور بانوان در ورزشگاه هاي ايران شد !

مراسم قرعه كشي رقابت هاي قهرماني نوجوانان آسيا در حالي برگزار شد كه در پايان اين مراسم، شين منگيل، رئيس كميته مسابقات فوتبال قهرماني نوجوانان آسيا تأكيد كرد كه نبايد تبعيضي بين آقايان و بانوان تماشاگر براي حضور در ورزشگاه ها وجود داشته باشد و مسئولان ايران موظفند امكانات لازم را براي حضور بانوان در ورزشگاه ها فراهم سازند!
تأسيس موسسه آمريكايي براي مقابله با ارزش ها

موسسه «تقويت مشاركت جهاني» آمريكا (سيج) با هدف ترويج ضدارزش هاي آمريكايي به وسيله ديپلماسي عمومي راه اندازي شد. اين موسسه درصدد تمركز بر موارد زير است: 1- تقويت ميانه روها به منظور مقابله با افراط گرايي و ايدئولوژي هاي خشونت طلب؛ 2- ترغيب راه هاي خلاقانه با هدف ايجاد روابط ميان آمريكايي ها و ديگر مردم جهان؛ 3- ترويج رسانه هاي مستقل دائمي در كشورهاي درحال توسعه؛ 4- تشويق به كارگيري فناوري هاي جديد براي اهداف مرتبط با ديپلماسي عمومي؛ 5- ترغيب مشاركت بخش خصوصي و دولتي و تبادل آزاد افكار و اطلاعات ميان اين دو بخش. گفتني است از نگاه آمريكايي، تفكراتي كه «جهاد و شهادت» را برمي تابند، ايدئولوژي هاي خشونت طلب بوده و نگاه هاي سكولار ميانه رو معرفي مي شوند.
فاجعه جمعيتي ايران در راه است!

بر اساس سناريوي رشد پايين جمعيتي كه سازمان ملل متحد در سال 2010 منتشر كرده است اگر ايران به همين صورت به ادامه جايگزيني جمعيتي بپردازد و برنامه اي براي تعادل آن نداشته باشد، در 80 سال آينده جمعيت 31 ميليوني را تجربه خواهد كرد كه 74 درصد آن را افراد سالمند بالاي 60 سال در برمي گيرند و اين درحالي است كه در خاورميانه كشورهاي عربستان و قطر داراي بيشترين رشد جمعيتي در ميان ساير كشورهاي منطقه هستند.
ميليون ها گرسنه در بزرگ ترين صادركننده نفت

يكي از روزنامه هاي عربستان نوشت: ميليون ها مسلمان در عربستان زير خط فقر زندگي مي كنند، درآمدها بسيار اندك است و فساد اداري بيداد مي كند. با وجود اينكه از سه سال قبل تاكنون برنامه هايي براي مبارزه با فقر در حال تدوين و اجرا است، اما نمايندگان مجلس شوراي عربستان در بررسي هاي خود به اين نتيجه رسيدند كه 22 درصد از ساكنان عربستاني فقير هستند.
بر اساس گزارش پايگاه شيعه اليوم، عربستان بزرگ ترين صادركننده نفت است كه درآمدهاي آن از ابتداي سال 2012 تاكنون حدود 690 ميليارد ريال سعودي بوده است. سال قبل درآمدهاي اين كشور به يك تريليون و 100 ميليارد رسيد.
تلاش نافرجام ناو هواپيمابر آمريكا براي پنهان كردن خود از ديد سپاه

سرهنگ «عمويي»، فرمانده قرارگاه دريايي سپاه پاسداران در جزيره «بوموسي»، در مصاحبه اي با اشاره به اقتدار سپاه پاسداران در خليج فارس به موضوع بازرسي ايران از ناوهاي آمريكا پرداخت و گفت: «حدود يك هفته پيش، يك ناو هواپيمابر فرامنطقه اي به در ازاي 310 متر، با خاموش كردن تجهيزات و سامانه هاي راديويي و الكترونيكي تلاش كرد بي سر و صدا و بدون آنكه ديده شود، از آبراه خليج فارس بگذرد، اما با وجود اين پنهانكاري، نتوانست خود را از چشمان تيزبين نيروي دريايي سپاه پاسداران پنهان كند و با اخطار جدي نيروهاي ايراني ناچار شد، خود را معرفي و اعلام وضعيت كند.»
اطلاعيه قرارگاه خاتم درباره عقد يك قرارداد

روابط عمومي و تبليغات قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا (ص) ضمن تكذيب هرگونه ادعا مبني بر أخذ كار و عقد قرارداد خارج از مناقصه، اعلام كرد: اين قرارگاه و موسسات و شركت هاي تابعه آن فقط بر اساس مناقصه و با اعلام قبلي اقدام به معامله كرده و كار را به بخش خصوصي واگذار مي كند.
توزيع سيم كارت دانش متوقف شد

رئيس مركز اطلاع رساني و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش از توقف توزيع سيم كارت دانش در مدارس خبر داد و گفت: اين وزارتخانه با همراه اول هيچ قراردادي ندارد.
علي فرهادي اظهار داشت: در زمان توزيع سي دي در مدارس متوجه شديم كه در بسته سي دي يك فرم وجود دارد و از دانش آموزان خواسته شده است تا با ارائه اين فرم به دفاتر همراه اول، سيم كارت رايگان دريافت كنند كه به محض اطلاع، از توزيع فرم سيم كارت و هر آنچه كه به همراه اول متعلق بود، خودداري كرديم و اين فرم ها در حراست و معاونت پرورشي آموزش و پرورش دپو شده است.
نامه نگاري محرمانه رهبرانقلاب و آيت الله سيستاني

سخنگوي آيت الله «سيدعلي سيستاني» با انتشار كتابي دويست صفحه اي به نام «سفر درماني آقاي سيستاني و بحران نجف»، به زواياي سفر درماني ايشان به لندن در سال 2004 پرداخته است.
شيعه آنلاين به نقل از الجوار نوشت: حاج «حامد خفاف» سخنگوي مرجع عاليقدر آيت الله «سيدعلي سيستاني» با انتشار كتابي دويست صفحه اي به نام «سفر درماني آقاي سيستاني و بحران نجف»، به زواياي سفر درماني ايشان به لندن در سال 2004 پرداخته است.
وي در اين كتاب اسناد زيادي را منتشر كرده كه انتشار برخي از آنها جالب به نظر مي رسد. از جمله اين اسناد، نامه هاي محرمانه اي بوده كه ميان رهبر انقلاب اسلامي و آيت الله سيستاني رد و بدل شده است.
وي درباره يكي از اين اسناد مي نويسد: پس از سفر درماني حضرت آيت الله سيستاني به لندن در سال 2004، آيت الله خامنه اي نامه اي به ايشان (آيت الله سيستاني) نوشت و در آن براي ايشان طلب صحت و عافيت كرد. اين نامه توسط شيخ اختري (رئيس مجمع جهاني اهل بيت(عليهم السلام)) و از طريق تلفن به «سيد جواد شهرستاني» (داماد و وكيل حضرت آيت الله سيستاني در ايران) ابلاغ شد تا به آيت الله سيستاني برسد.
اما نامه و يا بهتر است بگوييم سند ديگري كه در اين كتاب منتشر شده، عبارت است از نامه ديگر رهبر انقلاب اسلامي ايران به آيت الله سيستاني در مورد درگيري هاي نجف كه ميان نيروهاي آمريكايي و نيروهاي ارتش دولت عراق از يكسو با نيروهاي ارتش المهدي وابسته به جنبش صدر، از سوي ديگر رخ داد. در آن زمان نخست وزير عراق «أياد علاوي» بود.
خفاف در اين باره مي نويسد: عصر بود، شيخ اختري از تهران تماس گرفت و تلفني نامه آيت الله خامنه اي براي آيت الله سيستاني را قرائت كرد و «سيدمحمدرضا سيستاني» (فرزند حضرت آيت الله سيستاني) كلمه به كلمه آن را يادداشت مي كرد.
اما سند و يا نامه سومي كه حاج «حامد خفاف» آن را منتشر كرده، پاسخ آيت الله سيستاني است به نامه آيت الله خامنه اي.
خفاف در اين باره مي گويد: حضرت آيت الله سيستاني نامه را مطالعه كرد و يك ساعت بعد پاسخ آن را نوشت. «سيد محمدرضا سيستاني» با شيخ اختري تماس گرفت و به صورت تلفني پاسخ نامه را قرائت كرد. شيخ اختري هم كلمه به كلمه آن را نوشت.
ايران به گروه 1+5 اولتيماتوم داد

همزمان با آغاز شمارش معكوس براي شروع دور جديد مذاكرات هسته اي جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 در بغداد، وزارت نفت خواستار لغو تحريم هاي نفتي اتحاديه اروپا شد و تأكيد كرد: در صورت عدم لغو تحريم ها، فروش نفت ايران به كل كشورهاي اروپايي متوقف مي شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 12:11  توسط دوران  | 

كار بايد براي خدا باشد!


نكته: جعفربن يونس، مشهور به «شبلي» از عارفان نامي و پر آوازه قرن سوم و چهارم هجري است. وي استاد بسياري از عارفان پس از خود بود. در شهري كه شبلي مي زيست، موافقان و مخالفان بسياري داشت. در ميان خيل دوستداران او، نانوايي بود كه شبلي را هرگز نديده و فقط نامي و حكايت هايي از او شنيده بود. روزي شبلي از كنار دكان او مي گذشت. گرسنگي، چنان، او را ناتوان كرده بود كه چاره اي جز تقاضاي نان نديد، از مرد نانوا خواست كه به او، گرده اي نام، وام دهد. نانوا برآشفت و او را ناسزا گفت. شبلي رفت.
در دكان نانوايي، مردي ديگر نشسته بود كه شبلي را مي شناخت. رو به نانوا كرد و گفت: «آيا مي داني آن مردي كه الان از خود راندي و لقمه اي نان را از او دريغ كردي، شبلي بود؟!» نانوا، سخت منفعل و شرمنده شد و پريشان و شتابان، در پي شبلي افتاد و عاقبت او را در بيابان يافت. بي درنگ، خود را به دست و پاي شبلي انداخت و اصرار كرد كه: «منت بر من بگذار و شبي را در سراي من بگذران تا به شكرانه اين توفيق و افتخار كه نصيب من مي گرداني، مردم بسياري را اطعام كنم.» شبلي پذيرفت.ميهماني عظيمي بر پا شد. صدها نفر از مردم بر سرسفره او نشستند. مرد نانوا صد دينار در آن ضيافت هزينه كرد و همگان را از حضور شبلي در خانه خود خبر داد.بر سر سفره، اهل دلي روي به شبلي كرد و گفت: «يا شيخ! نشان دوزخي و بهشتي چيست؟» شبلي گفت: «دوزخي آن است كه يك گرده نان را در راه خدا نمي دهد؛ اما براي شبلي كه بنده ناتوان و بيچاره او است، صد دينار خرج مي كند!»
نظر: به اين داستان از زاويه ديگري نيز مي توان پرداخت و آن اينكه برخي از ما شايد صدها كار مستحب و خير انجام دهيم، اما از واجبات غافل باشيم، نذر و نذورات و مراسم مذهبي مستحب مي گيريم، اما درباره واجبي چون نماز كاهلي و تنبلي مي كنيم. به همين دليل است كه مولا علي(ع) مي فرمايند: مستحباتي كه تو را از انجام واجبات باز مي دارد، ترك كن.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 12:10  توسط دوران  | 

جزیره‌ای از هفت دولت آزاد با بومیانی که تحقیر می‌شوند و مساجدی که دیده نمی‌شود

قداد همتی: با تمام ادعاهاي آرمان‌گرايانه و عدالت طلبانه به واسطه اصرار و تسهيلات مکاني و مسافرتي که در اختيار یکی از دوستان قرار گرفته بود و بيشتر از سر کنجکاوي، تعطيلات نوروزي امسال را همراه خانواده به مدت سه روز در کيش بودم!

دليل اقبال از اين جزيره آزاد -که بعد از مشهد، بیشترین پروازهای نوروزی را داشته است- بيشتر از سه نکته نيست:

1- اين جزيره به معناي واقعي -چه مردانه و چه زنانه!- آزاد است؛ در کيش نظارت محسوسي وجود ندارد! حتي در بعد راهنمايي رانندگي‌اش (هرچند دوربين هاي کنترل تخلفات وجود دارد)؛ بسيار کم پيش مي آيد در کيش پليس و نيروي انتظامي ببيني! بنابراين آزادي هاي ولنگار در اين جزيره زياد است؛ «بزن و بکوب و برقص شبانه در کنسرت‌هاي شبه لوس آنجلسي» و «مردان با شلوارک و زنان بدون مانتو» شايد متصور مقداري از فضاي ولنگار کيش باشد!

بگذريم از پيشنهادهايي که در هتل از سوي وايزر و سوپروايزر و ريسپشن  و خدماتي و... بگذريم...

2- امکانات تفريحي کيش در زمان‌هايي از سال که مي شود در کيش بیرون از هتل بود و تفريح کرد، به نسبت ديگر نقاط کشور بيشتر است؛ اين مطلب شامل رده سني خاصي نمي شود و براي تمام گروه‌هاي سني قابل استفاده است: تمام تفريحات آبي (جت اسکي، کشتي آکواريومي و قايق سواري، شنا، حمام آفتاب)، ماشين سواري با انواع و اقسام اتومبيل‌هاي خارجی مدل بالاي  اجاره اي، دوچرخه سواری اجناس مختلف!، باغ پرندگان، شوي دلفين ها و اين آخري‌ها بازديد از هتل داريوش! و...) و البته هزينه هاي اين گونه تفريحات چندين برابر تفريحات مشابه در داخل کشور است.

3- در کيش جنس ارزان پيدا نمي شود! پس ديگر به‌دنبال و به اميد اجناس ارزان تر از تهران راهي کيش نشويد! حضور در کيش براي حرفه اي هاي متمکن علاوه بر موارد بالا، وجود نمايندگي هاي شرکت‌هاي خارجي و به‌اصطلاح بودن «اجناس برند دار» با قيمتي گزاف است که البته هيچ تضميني هم مبني بر اصل بودن اين اجناس وجود ندارد!

و سه  نکته آخر اينکه:

الف- بوميان جزيره يا نگهبان هستند و يا کارگر و يا پيجر بازارها  و سالن‌ها! (در مقايسه با دوبي گفتم که طبق قانون، شرکت‌هاي ثبت شده در آن بايد يک عضو هيئت مديره‌شان با درصد مشخصي از سهام از ساکنان و بوميان دوبي باشند!)

ب- کيش در مناطق غیر بومی و به‌ویژه نقاط تجاری مسجد ندارد! به همين سادگي! حداقل در قسمت شرقي آن از جنوب شرقي تا شمال شرقي که تمام بازارها و مراکز خريد و هتل ها و پلاژها در اين قسمت از کيش واقع است! و زمان اجازه داد که ببينم. البته در نقاط بومی نشین چند مسجد وجود دارد که البته خوش ساخت هم هستند اما برای یک گردشگر ایرانی مسلمان که قاعدتا به این نقاط رفت و آمد زیادی ندارد، در مدت اقامت در این جزیره، فیض حضور در مسجد سهل الوصول نیست.

ج- حجم سنگینی از سرمایه گذاری تفریحی (اعم از هتل و بازار) و نه تولیدی! در کیش در حال انجام است! سازه های نیمه کاره به وفور در کیش دیده می‌شود؛ سرمایه گذاری در جایی که حتی خاک فضای سبزش هم از بندرعباس با لنج و قایق می آید و تصور اینکه اگر مقداری از این سرمایه گذاری ها در شهرهای توریستی و گردشگری داخل ایران اتفاق می افتاد و... باز هم بگذریم...

اين بود تمام شاه‌کار دولت‌هاي از سازندگي به اين طرف در بعد معروف‌ترين منطقه آزاد کشور و تمام اهدافي که تنها روي کاغذ براي آن متصور شده بودند و بر روی همان کاغذ ماند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 16:40  توسط دوران  | 

راه ناهموار استقلال مصر در گردنه انتخابات رياست جمهوري

راه ناهموار استقلال مصر در گردنه انتخابات رياست جمهوري
رضا اشرفى

23 و 24 ماه مي اولين انتخابات رياست جمهوري مصر پس از سقوط حسني مبارك در اين كشور برگزار مي شود كه به دلايل مختلف و با توجه به مسائل داخلي و منطقه اي و حساسيتي كه كشورهاي غربي و فرامنطقه اي نسبت به خاورميانه نشان مي دهند، اهميت ويژه اي دارد. بر اين اساس مي توان اين انتخابات را در سه سطح مورد توجه قرار داد. انتخابات رياست جمهوري مصر از منظر بين المللي و جهت گيري هاي كشورهاي فرامنطقه اي به خصوص براي آمريكا و اروپا بسيار حساس و حتي سرنوشت ساز است. همزمان كشورهاي روسيه و چين نيز به دقت آن را مورد نظر دارند و در مواقعي كه امكان بازيگري و تأثيرگذاري براي آنها فراهم باشد، اقدام مي كنند.
مبارك يكي از مهم ترين مهره هاي آمريكا و همچنين متحدانش در منطقه خاورميانه بود. حتي واشنگتن براي حفظ وي تلاش هاي لازم را انجام داد، اما در مقابل خشم انقلابي ملت مصر دوام نياورد. بنابراين رأي به سقوط وي و خروجش از عرصه قدرت داد. اين مسئله تأثير فراواني در جهت گيري هاي منطقه اي آمريكا به خصوص در زمينه هايي همچون فلسطين، حماس، رژيم صهيونيستي و همچنين شبكه سياسي كاخ سفيد در خاورميانه داشت. بر اين اساس، آمريكا همه تلاش خود را براي كنترل و مديريت انقلاب مصر انجام داد. حضور شوراي نظامي در عرصه قدرت و همچنين گستره فعاليت اخوان المسلمين در مصر از جمله آنها است. اين فعاليت هاي پيدا و پنهان آمريكا كه سعي داشته انقلاب مصر را از مسير اصلي خود خارج كند، در بسياري از مواقع خشم انقلابي مردم مصر را به همراه داشته و باعث شده كه مردم حتي پس از سقوط مبارك ميدان التحرير را به عنوان مركز انقلاب مصر خالي نكرده و در مواقع لزوم دوباره در اين ميدان حضور بيابند.
در حال حاضر مقامات آمريكا به همراه متحدان غربي خود بيش از همه به شوراي نظامي، گروه اخوان المسلمين، گروه سلفي و سپس به برخي از افراد و شخصيت هاي نزديك به خود كه لزوماً كار حزبي انجام نمي دهند، اما مورد وثوق آمريكا هستند، دل بسته اند. در اين بين چين و روسيه به اين دليل كه در دهه هاي گذشته كمتر در مصر نفوذ داشته اند، كمتر مي توانند بر انتخابات آن تأثير بگذارند. اين مسئله مي تواند آنها را هوشيار كند كه براي تأثيرگذاري در آينده، ميزان نقش و رابطه خود را با مصر و ديگر كشورهاي منطقه افزايش دهند.
سطح تحليل دوم در انتخابات مصر به منطقه باز مي گردد. جدا از گرايشات و تمايلات بين المللي برخي از بازيگران منطقه نيز در انتخابات رياست جمهوري تأثير فراواني دارند كه دلايل عمده آن به همجواري جغرافيايي، تأثيرگذاري سياسي انتخابات مصر در كشورهاي همسايه عربي، نوع و ميزان نيازمندي هاي اين كشورها به يكديگر، مسئله فلسطين و رژيم صهيونيستي و ... باز مي گردد. در بين كشورهاي منطقه عربستان سعودي اگر چه علاقه مند است كه طيف سلفي در مصر به قدرت برسد، به اين دليل كه آن را شاخه اي از ريشه هاي سياسي خود مي داند، اما مطلع است كه اين گروه شانس چنداني در پيروزي انتخابات ندارد. بنابراين در مرحله بعدي سعي دارد كه به اخوان المسلمين يا هر يك از شخصيت هاي مطرح، اما غير حزبي مصر كه به رياض چراغ سبز نشان مي دهند، نزديك شود.
كشور كوچك قطر نيز همچون ديگر كشور محافظه كار و غربگراي منطقه يعني اردن در همين مسير گام مي گذارد. در بين كشورهاي فعال منطقه، تركيه آنگونه كه نشان داده علاقه مند است كه سيستمي سكولار بر روابط قدرت مصر و ديگر كشورهاي منطقه حاكم باشد. مبناي فكري اين موضع اين است كه چنين سيستمي مناسب تر و به الگوي آنكارا نزديك تر است كه البته با توجه به گرايشات مذهبي كشورهاي منطقه و از جمله مصر، چنين مسيري چندان هموار نيست. تركيه در غير اين صورت همان مسير آمريكا را به عنوان يكي از مهم ترين متحدان منطقه اي دنبال خواهد كرد. اين سياست در تل آويو نيز ديده مي شود. اگر چه اين طيف از بازيگران منطقه اي و بين المللي بيش از همه علاقه مند هستند كه نظامي شبيه دوران مبارك در مصر حاكم شود، اما تداوم انقلاب مصر مي تواند از چنين حركتي جلوگيري كند.
كشورهاي موردنظر با سيستمي شبيه دوران حسني مبارك آسان تر مي توانند با آن وارد مذاكره و معامله شده و منافع را بين خود تقسيم كنند. البته اين روش اشتباهي بزرگ است به اين دليل كه همين روش، انقلابي باور نكردني را در مصر رقم زد. در اينكه ميان جمهوري اسلامي ايران با توجه به اينكه سعي دارد از شيعه و سني سازي در تحولات منطقه پرهيز كند، بيش از همه به دنبال اين است كه مردم قدرت مصر را به دست بگيرند و معادلات منطقه اي را به سمت امنيت دسته جمعي و وراي نفوذ كشورهاي فرامنطقه اي پيش ببرند، اما در سطح داخلي مصر نيز فعاليت هايي در حال انجام است كه مي تواند در دو زمينه مورد بررسي قرار گيرد؛ ابتدا حزبي و گروهي و دوم فردي. در ميان احزاب و گروه هاي اخوان المسلمين (خيرات شاطر)، سلفي ها (حازم ابواسماعيل)، شيعيان (محمد غنيم) و همچنين طيف هاي متفاوت، غيرمذهبي و كوچك تري با انديشه هاي ملي گرايانه، ليبرال و چپ گرا مشغول فعاليت هستند. در كنار اين گروه ها افرادي قرار دارند كه لزوماً فعاليت حزبي ندارند، اما به دلايل زندگي سياسي شناخته شده هستند كه در حوزه داخلي مي توان از عمر سليمان، معاون رئيس جمهور سابق مصر و در حوزه خارجي مي توان از افرادي همچون، عمرو موسي، دبيركل سابق اتحاديه عرب، نبيل العربي، دبيركل اتحاديه عرب و حتي محمد البرادعي كه گفته مي شود از نامزدي رياست جمهوري مصر كناره گيري كرده و ... نام برد. در چنين وضعيتي رقابت انتخاباتي بسيار حساس خواهد بود و اخوان المسلمين با نوع بازيگري خاصي كه در پيش گرفته است، اگر بتواند با نظاميان به توافق برسد و از سوي ديگر نظر كشورهاي فرامنطقه اي همچون آمريكا و منطقه اي همچون سعودي ها و ... را جلب كند، قادر خواهد بود كه به كرسي رياست جمهوري نزديك شود. البته در اين ميان عمرو موسي به عنوان يك رقيب غيرحزبي مي تواند جايگاه انتخاباتي اش را متزلزل كند. در هر صورت هر گروه يا فردي در مصر به پيروزي برسد به دليل شرايط موجود مجبور است كه همزمان ملاحظات انقلابي مصر، شرايط منطقه اي و همچنين كشورهاي بين المللي را در نظر بگيرد. اين مسئله باعث مي شود كه اولين رئيس جمهور پس از مبارك نتواند چندان مستقل عمل كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 16:31  توسط دوران  | 

خاتمي وقتي جاسوس ها را مي ديد چه كار مي كرد؟!

عليرضا نوري زاده 22 فروردين در برنامه سياسي خود جزئيات بيشتري از آنچه ضدانقلاب در حاشيه كنفرانس «مريلند» بر سر وي آورده بود بيان داشت و ضمن گلايه از اين افراد، خاطره اي از ديدارش با خاتمي را بيان كرد.
وي گفت: «وقتي بعضي افراد ضدانقلاب را كه مدعي هستند مي خواهند جمهوري اسلامي را سرنگون كنند و ملت ايران را نجات بدهند، مي بينم بدنم كهير مي زند.
تعجب مي كنم اين افراد چگونه داخل ضدانقلاب شده اند؟ درست سالي كه خاتمي به سازمان ملل آمده بود و در هتل «پلاز» اتاق گرفته بود من هم از طرف روزنامه «الشرق الاوسط» در اين هتل اقامت داشتم.
يك روز وقتي در لابي هتل بودم خاتمي و هيئت همراهش از آسانسور بيرون آمدند و خيلي دوستانه با من ديده بوسي كردند، دست داده و احوالپرسي كردند.
در آن روز خاتمي و هيئت همراهش به مسئول هتل نگفتند اين آقا نبايد در اين هتل باشد؛ حتي در مصاحبه مطبوعاتي شان من و ديگر دوستانم را راه دادند و در كمال احترام به سوالات ما پاسخ دادند.
در حالي كه من يك ضدانقلاب بودم و عليه جمهوري اسلامي مبارزه مي كردم؛ حتي جريان فرار خاتمي از ملاقات با بيل كلينتون را اولين نفر من در روزنامه گفتم و پخش كردم.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 16:25  توسط دوران  | 

مهر تأييد باكو بر مشاركت در ترور دانشمندان ايراني


چند روز پس از آنكه وزارت خارجه كشورمان با احضار سفير جمهوري آذربايجان، به همكاري اين كشور با موساد در ترور دانشمندان هسته اي ايران اعتراض كرد، دو نماينده مجلس جمهوري آذربايجان در اظهاراتي توهين آميز بر اين موضوع صحه گذاشتند. «فرج قلي اف» نماينده قومگراي مجلس جمهوري آذربايجان در واكنش به آشكار شدن همكاري باكو با موساد در ترور دانشمندان ايراني، بدون تكذيب اين موضوع گفت: بايد اقدامات جدي تر عليه ايران انجام دهيم. «زاهد اروج»، ديگر نماينده مجلس جمهوري آذربايجان از حزب حاكم اين كشور نيز، با محكوم كردن اعتراض ايران، از روابط باكو با رژيم صهيونيستي حمايت كرد. يك مأمور دولتي باكو نيز در دهن كجي آشكار بر روي يكي از خودروهاي متعلق به سفارت كشورمان در حضور پليس و پاركبان يك قوطي بزرگ رنگ را پاشيد و محل را ترك كرد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 13:3  توسط دوران  |